خرید بک لینک
طوفانیام، بارانیتر از همیشه . . . آتشم میبارد از هر سو، در نبرد این میدان کدام سنگر امنتر از آغوشت؟

برچسب: نبرد گلها,نبرد من,نبرد گلها قسمت 100,نبرد قادسیه,نبرد,نبرد استالینگراد,نبرد شیرها,نبرد حیوانات وحشی,نبرد حلب,نبرد شیر با ببر, نویسنده: هلیا خوشنام تاريخ: چهارشنبه 28 مهر 1395 ساعت: 22:33

حرف می کارم به دل؛
احساس می بارم از جان؛
چه سود؟
به شوره زار، کشت نمی توان کرد . . .


پ.ن:
من، نه آنم که باید باشم.
لختی دیگر، فصل دروست، کشته ها را مراقبت باید . . .

برچسب: مزرعه,مزرعه گندم,مزرعه دار,مزرعه زعفران,مزرعه آناناس,مزرعه به انگلیسی,مزرعه حیوانات,مزرعه چاپارل,مزرعه آفتابگردان,مزرعه پامفیلد, نویسنده: هلیا خوشنام تاريخ: چهارشنبه 28 مهر 1395 ساعت: 22:32

حرف حرفت ، آه ! آیه آیه ات ، بغض ! سوره سوره ات ، اشک ! صفحه صفحه ات ، سرخ ! ای مصحف کبود . . .

برچسب: meaning,l,m,n,i,on some plots,and the cross,section of expected returns,at rio recently,braille,for your weight crossword, نویسنده: هلیا خوشنام تاريخ: چهارشنبه 28 مهر 1395 ساعت: 22:32

سال نو می شود و من

باید که نو شدن.

باید که تو شدن.

زمستانم را

خودت بهاری کن،

که توئی بهارِ هر چه وقت . . .


السلام علی ربیع الأنام . . .


برچسب: بهاره رهنما,بهاره کیان افشار,بهارک صالح نیا,بهاره افشاری,بهار,بهارات الكبسة,بهارات الشاورما,بهار نارنج,بهارات,بهارات الفلافل, نویسنده: هلیا خوشنام تاريخ: چهارشنبه 28 مهر 1395 ساعت: 22:31

نوشتن را نمیتوانم، ننوشتن را هم.قلم به دست . . . واژه و عبارت و جمله . . . و باز هم نمی کنند آنچه را که باید و نیستند آنچنان که شاید.غوغای حرف و فکر و خیال، هیاهوی واژه و لفظ و عبارت، طوفان می کند وجودم را، آشوب می کند دلم را اما . . .افسوس که راهی نیست به ساحل امن نوشتن، مجالی نیست برای گفتن و مأوایی نیست برای آرام گرفتن. که معنای درون را ظرف برون شایسته نباشد و کیل واژه را، به میزان فکر و خیال راه نی.و مرا باید که نوشتن . . .قلم به دست . . .حرف به حرف . . .واژه به واژه . . .آتشی شعله می کشد به دل.

برچسب: بحران آب,بحران,بحرانی,بحران سوریه,بحران موشکی کوبا,بحران لا يلتقيان,بحران میانسالی,بحران سوریه pdf,بحران میانسالی درمردان,بحران چهل سالگی مردان, نویسنده: هلیا خوشنام تاريخ: چهارشنبه 28 مهر 1395 ساعت: 22:31

می شکند هر چه لفظ و عبارت، تکه تکه می شود هر چه واژه و معنا، حرف و حرف و حرف . . . آوار می شود بر سرم تمام حروف، جاری می شود بر ذهنم راهی می شود به دلم به انتظار واژه ای برای بیان معنایی . . . . عطش می باردم، تفتیده چون کویر باران نرسیده خشکیده چون لب های به ضریح نرسیده . . . . مانده ام در آرزوی شبنم نگاهت، زنده ام کن به لطافت باران دستانت ای مهربان ترین. . #مبارک_باد_میلاد_حضرتش #قسمتمان_باد_زیارتش

برچسب: عطش,عطش مبارزه,عطشان شوف عيونو,عطشان يا صبايا,عطشان اسمع يانهر,عطشان,عطشانة,عطش شديد,عطشانه يسقيني,عطش الميت في المنام, نویسنده: هلیا خوشنام تاريخ: چهارشنبه 28 مهر 1395 ساعت: 22:31

میخشکاند گلهای دلم را،

اشک چشمانت.

شیرینی وجودت را

شوری مباد . . .

برچسب: باغ نگارستان,باغ فردوس,باغ ایرانی,باغ مظفر,باغ,باغ آلوچه,باغ ارم,باغ وحش تهران,باغ پرندگان,باغ گيلاس, نویسنده: هلیا خوشنام تاريخ: چهارشنبه 28 مهر 1395 ساعت: 22:31

آشفتهام، مثل موهایت
دستی بکش بر دل بیقرارم . . .

برچسب: شانه به سر,شانه,شانه هایت,شانه هایت را برای,شانه بند,شانه چی,شانه درد,شانه ات مجابم میکند,شانه پوران,شانه مخصوص شپش, نویسنده: هلیا خوشنام تاريخ: چهارشنبه 28 مهر 1395 ساعت: 22:30

صفحه بندی